موقعيت جغرافيايي
شهرستان جم با مساحتي حدود 1750 كيلومتر مربع بين 52 درجه طول شرقي و 27درجه تا 28 درجه عرض شمالي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد.اين شهرستان هفتمين شهرستان استان بوشهر بوده كه در جنوب شرقي استان واقع گرديده و شامل دو بخش مركزي (جم) ريز ،يك شهر ،پنج دهستان و 129 روستا است.
اين شهرستان حدود 2/6%كل مساحت استان را شامل مي شود و از سمت شمال به شهرستان دشتي ،از جنوب به شهرستان كنگان ،از مشرق به شهرستان مهر استان فارس و از سمت مغرب به شهرستان دير محدود مي شود.
ارتفاع جم از سطح دريا 800 تا 850 متر و داراي آب و هوايي خشك ونسبتا خنك است كه نسبت به ساير نقاط استان بوشهر ،از آب و هوايي بهتر برخوردار است.
متوسط دماي ساليانه 25 درجه سانتيگراد است كه بيشترين مقدار آن در تابستان حدود 46 درجه و كمترين مقدار آن به 2- درجه مي رسد.ميزان بارندگي در جم متغير و متوسط بارش ساليانه 235 ميليمتر است.
جمعيت شهرستان جم بدون احتساب جمعيت مهاجر 50054 است كه با توجه به پروژه هاي متعدد نفت و گاز و شهرك هاي تابعه ،در آينده به دو برابر فزوني خواهد يافت.
دين عمومي مردم جم اسلام و مذهب آنان شيعه اثني عشري است: اگر چه به دليل سابقه تاريخي ،در زماني نه چندان دور ،جمعي از يهوديان نيز در كنار مسلمانا ن در آرامش زندگي مي كرده اند.
همه ي مردم جم به زبان فارسي سليس و روان صحبت مي كنند و گويش و گفتار آن ها به زبان فارسي دري نزديك است.
بخش ریزنیمه غربی شهرستان جم را تشکیل می دهد این شهرستان در منتها الیه جنوب شرقی استان بوشهرواقع است بخش ریزاز شمال با شهرستان فیروز آباد فارس ؛ ازسوی جنوب با شهرستان دیر ؛ از غرب با بخش مرکزی جم همجوار است وبه مساحت 850 کیلو متر مربع وبالغ بر 12000نفر جمعیت واز یک شهر(ریز) و22روستای کوچک وبزورگ است که 11روستا از این تعداد به دلیل داشتن حد نساب جمعیت شورای اسلامی داشته ودر آمار وزارت کشور منضور گردیده است 11روستا عبارتند از :
1) انارستان 2) تشان 3)دره بان 4)قلعه کهنه 5) پشتو 6) حسین آباد 7) تنگمان 8)جمال آباد 9) گند مزار 10) حرمیک 11) گلستان (خر گهی).
قسمت عمده ی بخش را جلگه ای تشکیل می دهد که ما بین آخرین دیواره های جنوبی رشته کوه زاگرس محصور است این دیواره ها شامل کوه سرخان در شمال وکوه احمد سلمان (کوه بهرامشاه)در جنوب است .رود خانه ی ریز(دره ی جمی) که از چشمه ی هفت چه (هفت چاه) جم سر چشمه می گیرد از میان دشت گذشته وبا گذر از مسیرطولانی در میان کوه ها سر انجام به رود مند می پیوندد در پی خشکسالی های پیاپی سالهای اخیر از میزان آب رودخانه تا حد زیادی کاسته شده است. با این حال یکی از عوامل شکل دهندهی حیات در این ناحیه که تاریخ ریز بستگی تام وتمامی با ان دارد. همین رود وشعب فصلی آن می باشد .در پایین دست رود در منتهی علیه غربی دشت یکی از کمیاب ترین جاذبه های طبیعی جنوب ایران یعنی جنگل گلوبردکان(گلی بردکان) ساخته ی دستان مهربان همین اب است .این مکان در سالیان اخیر یکی از پر طرفدارترین تفرجگاه های استان بوشهر درایام نوروز شده است.
ریز نامی کهن است که از وآژه ایی اوستایی وپهلوی((ریژ)) گرفته شده است .این واژه به سرزمین یا سرزمینی در کنار رود یا دریاچه گفته شده وبعدا خود به معنای آب و رود ودر یاچه به کار رفته است .نام شهر تبریز، مهریز، تفلیس ، بدلیس ، کلمه ی کاریز ونیز نام خالص ریز وریگ ، این واژه را به همین معنا به یادگار نگه داشته اند . سر انجام این فعل ((ریزاندن وریختن ))که در مورد آب وسایر مایعات به کار می رود نیز از همان واژه ی مشتق شده است . به عقیده برخی از اساتید ادبیات فارسی کلمه ونام ریزبا واژه های " رگا، ری،آریا و ایران " هم خانواده است وبه معنای سرزمین پاک ،نجیب ومقدس به کار رفته است .
یکی از لهجه های روان واصیل زبان فارسی در این منطقه رواج دارد که دارای ویژه گی هایی تقریبا منحصر به فرد است به عنوان نمونه می توان از تلفظ صدای (آ)در کلمات((خانه، شانه، لانه، باران و...)) یاد کرد نمونه ی دیگر مربوط به کار برد شناسه های ((مان، تان، شان))به صورت کامل است یعنی در صحبت های روزمره مردم ترکیبات صحیح وکاملی همچون ((خانه مان ، پولتان ،خودشان و...)) بدون تبدیل الف به (و) ـ که در بیشتر لهجه های کشورمان رایج است به وفور به کار می رود .
بقایای پی بناها وخرده سفالها پراکنده در سطحی وسیع نشان می دهد که احتمالا زمانی شهر یا ناحیه ی مسکونی بزرگی در اینجا ریز کنونی وحومه وجود داشته است .
گهگاه بر اثر شسته شدن خاک توسط سیلاب بقایای آسیابهای آبی مدفون شده ظاهر می شود یا در جریان شخم زمین در باغها ظرفهای سنگی بزرگی پیدا می شود . در مواردی نیز خمره ها ی حاوی بقایای اجساد یافت شده است که قدمت حیات تمدنی این ناحیه را به پیش از اسلام و دورانهای باستان می رساند . اینها همه نشان دهنده ی وجود حیات شکوفای یک جامعه ی کشاورز یکجانشین در گذشته های دوراین منطقه است .
شاهد وروایتی در دست است که نشان می دهد بیش از هزار وسیصد سال قبل این ناحیه پناهگاه برخی از علویان وشعیانی بوده که از ستم حاکم عراق حجاج ابن یوسف ثقفی گریخته بودند بر اساس این روایت در راه مال رو وقدیمی ریز به دوراهگ تعدادی قبر وجود دارد که از ان سربازان وماموران وابسته به حجاج است .آنگونه که سینه به سینه نقل شده است این سربازان که در تعقیب چند تن از علویان پا به این راه صعب نهاده بودند در این مکان از تشنگی هلاک میشوند . مسافران محلی که در قدیم از انجا می گذشته اند به این مکان نام قبرهای حجاج داده اند .
دشت ریز تا اواخر عهد صفویه آباد وبا رونق بوده است شاهد این مدعا قبرستانی وسیع در اطراف روستای حرمیک است که از جمله سنگهای دیده شده در آن سنگی است که نام ((صفی قلی فرزند پرویز)) بر آن حک شده وتاریخ 1112هجری قمری را دارد که مقارن اوایل دوران شاه سلطان حسین صفوی است . اما هرج ومرج بعد از صفویان وایام جانشینان نادر همچون بسیاری از نواحی ایران شکوفایی دشت ریز را به زوال و ویرانی کشاند وازآن آباد بوم جز ویرانه های با قی نماند.
بنا به شواهدی تاریخ دوران اخیر ریزاز اواخر دوره ی زندیه آغاز می شود.در این دوره بر اثر عواملی همچون نا امنی گسترده ودر گیری های قدرت مهاجرتهای زیادی در جنوب ایران صورت می کیرد که ازان میان مهاجرانی از اقوام ومکانهای مختلف در دشت ریز ساکن می شوند بخشی از بافت قومی ساکان این ناحیه از نسل همام مهاجران هستند که از نقاط مختلفی از جمله دشتی شولستان ((ممسنی کنونی )) کوشک یا کوشکک در فارس ،عشایر ترک ، دشتستان وجاهای دیگر آمده اند.بدینگونه حیات دشت ریز وآبادی های متروک مانده ی آن دوباره احیاه می شود وقناتها کهن دوباره به جریان می افتد .
در همین ایام است که آرامگاه یکی از سادات صاحب کرامت به نام ((سید حبیب الله)) از اعقاب امام موسی کاضم علیه السلام که احتمالا در دوران صفویه یا پیشتر زیسته ورحلت کرده ودر اینجاه مدفون شده بود زیارتگاه اهالی منطقه گشته واطراف آن نیز خاکستان(قبرستان) شده است .قدیمی ترین سنگ قبری که نگارنده ی این سطور توانست بخواند تاریخ 1203 هجری را دارد که همزمان است با اواخر عهد زندیه . این تاریخ تقریبی با قول یکی از متولیان کنونی بقعه از سادات احمدی همخوانی دارد که آرامگاه آمام زاده سید حبیب الله از حدود 250 سال قبل به صورت زیارتگاه در آمده است .
در برخی از نخستین شناسنامه ها از این ناحیه به نام بلوک ریز نام برده شده است بلوک کلمه ای مغلولی که به معنای تقریبی یک ناحیه یا بخش کشاورزی ومالیاتی به کار رفته است شروع کاربرد این عنوان در ایران به دوران سلطه مغلان یعنی قرن هفتم وهشتم هجری باز می گردد پیش از ان تاریخ از واژه ی فارسی میانه ((تسوج یا طسوج)) استفاده می شده است .
حیات باغ داری وکشاورزی این ناحیه به دلیل وجود آب شیرین فراوان از اهمیت زیادی بر خوردار است منابع مهم آبی دشت ریزکه از گذشته های دور موجب رواج وشکوفایی کشاورری وباغ داری بوده است عبارت است از : رودخانه وچاه های آب ریز، قنات تشان که آب گوارای آن مشهور است قنات دره بان ،قنات پشتو ، قنات وچشمه ی حرمی اناری ،چشمه های حرمیک وبنگو و قنات انارستان و ....
در گذشته کشت خشخاش وبرنج به خصوص در زمینهای کنار رود خانه معمول بوده است ، اما به دلیل حجم فراوان رسوبات سنگی ناشی از سیلابهای زمستانی واز میانرفتن رفتن زمین های کشت این دو محصول کم کم منسوخ شد . ممنوعیت کشت خشخاش از سوی دولت در قرن اخیر نیز یکی از دلایل این امر بوده است . همزمان وبعد از ان ، کشت ذرت رواج زیادی داشت وقوت غالب اهالی را رگاک (نان ذرت) تشکیل می داد . تا سالیان اخیر گندم ،جو،کنجد،تنباکو و پیاز نیز از محصولات معروف این منطقه به حساب می آید ...
1) شهرستان جم. درقسمت جنوب شرقی استان بوشهر واقعاست. از شمال به شهرستان دشتی از مشرق به شهرستان فیروزآباد و شهرستان لامرد (هر دو در استان فارس) از جنوب به شهرستان كنگان و از مغرب به شهرستان دیر محدود می شود و مشتمل است بر دو بخش: بخش جم(به مركزیت شهر جم) با دو دهستان در جنوب و بخش ریز (بهمركزیت آبادیریز) با سه دهستان در شمال شهرستان. مركز آن شهر جم است.
كوههای چنْگو (بلندترین قله: ح 184 1 متر) در حدود 171 كیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر بی خو (بلندترین قله080 1 متر) در 192 كیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر پرْدی (بلندترین قله050 1 متر) در حدود 195 كیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر و سمركان(بلندترین قله950 متر) در حدود 203 كیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر همه با جهت شمالغربی ـ جنوب شرقی در این شهرستان قرار دارند و جزو رشته كوه زاگرس جنوبیاند (جعفری ج1 ص123 131 198 325).
تنگههای گولو در حدود هفت كیلومتری شمالغربی شهرجم حنا در پانزده كیلومتری شمالغربی شهرجم(نزدیك آبادیشهر خاص) و هرمی در هفده كیلومتری شمالغربی شهر جم واقعاند ( فرهنگجغرافیائیآبادیها ج119 ص6 27ـ 28 48).
رود باغان(به طولحدود 65 كیلومتر) كه سرشاخههای آن از كوههای سمركان و بی خو و پردی سرچشمه می گیرد با جهت عمومی جنوب شرقی ـ شمالغربی زمینهای شهرستان را آبیاری میكند و در فاصله حدود 49 كیلومتری شمالغربی بندر كنگان به رود مند/ موند می پیوندد. این رود در دهستان جم به رود جم معروف است و در دهستان ریز به رود سرچشمه (جعفری ج2 ص122). برای استفاده بیشتر از این رود سدی در نزدیکی آبادی پلنگی (در حدود هفتكیلومتری جنوب شرقی شهر جم) احداث شده است. از سدهای دیگر شهرستان سد خاکی در نزدیکی آبادیهای علیآباد و سد بهْرباغ است(نیكخواه ص23). برای آبیاری اراضی علاوه بر این رود از آبهای زیرزمینی (از طریق چاهها و قناتها) نیز استفاده می شود. در آمار مركز خدمات كشاورزی چاههای منطقه250 1 حلقه و قناتهای آن25 رشته ذكر شده است(همان ص78).
از بادهای معروف منطقه باد شمال(از سمت شمال و همراه با هوای سرد) باد قوس(از سمت جنوب و همراه با باران) باد سرحد (از سمتمشرق) و باد معروف به قبله (از سمتمغرب) است. میانگین دمای شهرستان بهدلیل ارتفاع زیاد آن كمتر از بقیه منطقه است. بیشترین میزان رطوبت بخش در شهریور گاهیحدود 50% و كمترین آن در اردیبهشت حدود 10% است(همان ص17ـ21).
از گیا درختان گز كنار كهور و گیاهان دارویی مانند آویشن الپه سرزرد و دریمه و مراتعی برای چرای دامدارد و از زیا گراز كفتار گرگ جوجه تیغی بز كوهی خرگوش كبك تیهو پرستو بلبل و هدهد درآن یافت می شود. در آبهای شیرین نیز انواع ماهی صید میگردد ( فرهنگجغرافیائیآبادیها ج119 ص26 نیكخواه ص24ـ26).
اقتصاد شهرستان مبتنی بر كشا ورزی و دامداری است. از مهم ترین محصولات كشاورزی آن گندم جو تنباكو و ترهبار و از مهمترین فرآوردههای باغی آن خرما (بهصورتهای خارك دمباز رطب و خرما به ویژه نوع خاصویی) لیموترش زیتون انار پرتقال نارنگی انجیر و لیموشیرین است( فرهنگ جغرافیائیآبادیها ج 119 ص26ـ27 نیكخواه ص24 75ـ 78). خرما پرتقال لیموشیرین و لیموترش و دام آن صادر می شود. دامداری در این شهرستان شامل پرورش گاو و گوسفند و بز است(نیكخواه ص83 84).
در شهرستان جم كنار آبادی شهر خاص(در حدود هفده كیلومتری شمالغربی شهر جم) پالایشگاه گاز ولیعصر (عج) یا شركت پالایش گاز فجر جم با ظرفیت پالایش روزانه 79 میلیون متر مكعب گاز طبیعی فعالاست. این پالایشگاه گاز ــ كه بزرگ ترین پالایشگاه گاز خاورمیانه و دومین پالایشگاه بزرگ گاز جهان به شمار می رود دارای میدان گازی نار و كنگان در منطقههای نار با 22 حلقه چاه و كنگان با بیست حلقه چاه است. عملیات اكتشافی اولین چاه در میدان گاز كنگان در 1350 ش و حفر اولین چاه اكتشافی میدان نار در 1353 شآغاز شد. فعالیت پالایشگاه در منطقه نیز از 1367 شآغاز شده است. بیشاز 70% گاز مصرفی كشور در 1375 ش در این منطقه تولید شدهاست( ؤ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ج119 ص48 نیكخواه ص81 82).
راههای ارتباطی اصلی شهرستان مشتمل است بر: راه اصلی شهر جم ـ بندر كنگان(مركز شهرستان) از طریق بندر طاهری و راه اصلی بندر كنگانـ آبادی ریز از طریق آبادی دوراهك. همچنین آبادیهای شهرستان جم از راههای فرعی به مركز شهرستان و آبادیهای شهرستان دشتی مرتبط اند. آبادی ریز واقع در قسمت شرقی بخش در ارتفاع 335 متری از آبادیهای معروف شهرستان است( فرهنگ جغرافیایی آبادیها ج111 ص59).
از جملهآثار شهرستاناینهاست: قلعه پوزپدری( ؤادامه مقاله) امامزاده سیدعلی اكبر و امامزاده سید حبیبالله (از نوادگانامام موسی كاظمعلیهالسلام) امامزاده میرمحمد * در آبادی ریز (در حدود 45 كیلومتری شمالغربی شهر جم) و امامزادهای به نام بیراهه(در آبادی بابا مبارك یا بیراهه در حدود چهار كیلومتری شمالغربی شهر جم همان ج111 ص59 ج119 ص6 نیكخواه ص).
از لباسهای سنتی رایج در این شهرستان لباس مردان شامل شال و قبا و كلاه و لباس زنان شبیه لباسعشایر فارس است(نیكخواه ص58). اهالی شهرستان به فارسی (باگویشبندری) و عربی سخن میگویند و شیعه دوازده امامیاند و عدهایاز آنان نیز سنیاند ( فرهنگجغرافیائیآبادیها ج119 ص26).
از جمله بزرگان شهرستان جم میرزا محمد حسین فاضل جمی(فقیه و مجتهد) بوده است. ویدر 1256 در آبادی ولایت (= جم) بهدنیا آمد. از جمله آثار اوست: كتاب حزنالتواریخ در شرححالاتائمه جامجم شامل مطالب فقهی اصولی كلامی جغرافیا و تاریخ و تحفةالخوانین در نجوم و احوال كواكب( ؤ نیكخواه ص68ـ72).
در تقسیمات كشوری نام شهرستان(و شهر) كنونی جم به صورتهای جم ولایت ولایت جم آمده است. در 1323 ش نام دهستان جم(مشتمل بر 33 آبادی) در شهرستان بوشهر در استان هفتم(فارس) آمدهاست( ؤ ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال ج2 ص356). در 1330 ش رزمآرا (ج7 ص63ـ64) دهستان جم (بهمركزیت آبادیجم) را یكیاز دهستانهای نهگانه شهرستان كنگان در شهرستان بوشهر ذكر كرده است. در 1353 ش دهستان جم به شهرستان بدل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی 1380 ش ص21). در 1355 ش شهرستان جم(بهمركزیتآبادیولایت) مشتمل بر دو دهستان جم و ریز در شهرستان بوشهر بود (ایران . وزارت كشور ص38). در تقسیمات كشوری1366 ش(به موجب تصویبنامه شماره64014 به تاریخ5 آذر 1365) شهرستان جم مشتمل بر دو دهستان جم(بهمركزیتولایت) و ریز (بهمركزیت ریز) بود (ایران. وزارت كشور معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت ص109). در 6 اسفند 1381 جم شهرستانی در استان بوشهر شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی 1382 ش ص27).
در سرشماری1375 ش جمعیت شهرستان189 26 تن بوده است كه از این تعداد 193 23 تن(56 ر88%) روستانشین بودهاند ( ؤ مركز آمار ایران ص2ـ14). در این شهرستان گروهی از تیرههای جم و ریز (از طایفة شش بلوكی ایل قشقایی) در بعضی اوقات سال كوچ میكنند ( فرهنگ جغرافیائیآبادیها ج119 ص27).
2) شهر جم. در قسمت جنوبی شهرستان در حدود هشتاد كیلومتری شمال بندر كنگان و در ارتفاع حدود 740 متری واقعاست. كوههای سمركان در مشرق بی خو در شمال غربی و پردی در جنوب آن قرار دارد. رود جم در شمال غربی آن جاری است. میانگین حداكثر دمای سالانه آن در تابستانها ْ45 و میانگین حداقل آن در زمستانها بهْ4 میرسد. متوسط باران سالانه آن320 میلیمتر است(نیكخواه ص18).
شهر جم با راه اصلی (از طریقبندر طاهری) به بندر كنگان در جنوب و آبادی ریز در شمال غربی مرتبط است.
از مراكز مهم مذهبی شهر حسینیه شاه نشین در محله ولایت حسینیه حسینآباد در محله حسین آباد و مساجد قدیمی و معروف حاج شیخ صاحبالزمان و امام خمینی(ره) است(همان ص31). همچنین از آثار قدیمی شهر حمام جم است كه محمدعلیخان پریشان آن را در 1292 احداث كرده است(سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان بوشهر ص296 نیكخواه ص11).
بناهای شهر عمدتا از خشت و سنگ و چوب ساخته شدهاند ( ؤ نیكخواه ص28ـ29). از جمله مناطق تفریحی شهر گلوبر دكان ریز پیر بیراهه و پیر سر كمر در پیرامون شهر است(همان ص). آبادی جم در 1353ش مركز شهرستان و در 1375 ش(بهموجب تصویبنامه شماره2881/ تك در 26 خرداد 1375) به شهر بدل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی 1380 ش همانجا). جمعیت آن در سرشماری1375 ش(با نام آبادی ولایت) 996 2 تن بوده است(مركز آمار ایران ص6). این شهر اكنون در میان اهالی به نام ولایت معروف است.
پیشینه. ظاهرا نام شهر جم با نام جمشید بن طهمورث پادشاه افسانهای ایران باستان مرتبط است( ؤابنفقیه ص195ـ196 یاقوتحموی ذیل«جم»). پاول شوارتس (ص 29) نامشهر را با كوه جمْ در شمال شهر قدیمی سیراف* مرتبط دانسته است. اطلاع ما از اوضاع شهر و منطقه در پیش از اسلام بر اساس آثار به جامانده از دوره ساسانیاناست. از مهم ترین آثار به جامانده از این دوره قلعهای به نام پوزپدری است كه با سنگ و گچ و ساروج در جم ساخته شده است (نیكخواه ص8 قس اقتداری ص433ـ434). در همین دوره جم در مسیر شهر فیروزآباد ـ بندر طاهری(جادهای كه تا سده چهارم از لحاظ تجاری اهمیت فراوان داشته) بوده است(مصطفوی ص104). در سدههای نخستین اسلامی جغرافیدانان مسلمان مطالبی درباره آن ذكر كردهاند. در اواخر قرن سوم ابن فقیه همدانی(همانجا) با اشاره به پادشاهی فارس بن طهمورث در این منطقه گفته است كه وی نام هر یك از ده فرزند خود را بر شهرهایی نهادهاست مانند جم فسا (سپا) و اصطخر. شوارتس به استناد مطلب ابن فقیه جم را كهنسال دانستهاست( ؤ ص9) در قرن چهارم اصطخری(ص113) از كوه جم مشرف بر سیراف نام برده است. به نوشته او (همانجا) همه میوه و آبشهر سیراف از این كوه تهیه میشدهاست. در همین قرن ابن حوقل(ص263 267) جم را یكی از شهرهایایالت فارس و تابع سیراف دانسته و به منبر آنجا اشاره كرده است. در 372 مؤلف حدودالعالممنالمشرقالیالمغرب (ص130ـ131) در ذكر ناحیه پارس و شهرهای آن به شهركهای جم كران و حرمك از حدود سیراف اشاره كرده و از سکنه بسیار آنجا یاد نموده است. در اواخر این قرن نیز مقدسی(ص423) در ذكر اقلیم فارس از شهر جم میان شهرهای دشت بارین و جوبك نام بردهاست.
در قرنهفتم یاقوت حموی(همانجا) ظاهرا به نقل از پیشینیان جم را شهری در فارس ضبط كردهاست. پساز آن از اوضاع جم اطلاع خاصی در دسترس نیست.
در دوره قاجار (1210ـ1344/ 1304 ش) جم و آبادیهای پیرامون آن تابع حكومت فارس بودند. در این دوره فرهاد میرزا معتمدالدوله حاكم فارساز 1293 تا 1295 برای سیاحت از شیراز به پیرامون جم سفر كرد و دستور به آبادانی منطقه جم داد (مصطفوی ص349). در همین دوره فسائی (ج2 ص1460) به قریه جم در بلوك گله دار در هشت فرسخی میان شمال و مغرب آبادی گله دار و چهار فرسخی شمال بندر طاهری* اشاره و از آبهای جاری و انواع میوههایآنجا به نیكی یاد كردهاست. همچنین از چشمههای برْم مشهدی در سه فرسخی مغرب جم هفت چاه در نیمفرسخی جنوب جم و كوهی به نام جبلعالی در نزدیك آن نام برده است( ؤ همان ج2 ص1592 1599 1634). در اواخر دوره قاجار ویلسون كوه جم با ضبط جام را دارای آب خوب و میوهعالی وصف كردهاست. او كهدر 1330/ 1911 از سیراف به كوه جم سفر كرده از كاروان میوه و ویرانههای خانههایی به سبك بناهای اروپایی در پایكوه احتمالا محل ییلاق پرتغالیها یاد كردهاست(ص108 و پانویس1).
منابع: ابنحوقل ابنفقیه اصطخری احمد اقتداری آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریایعمان تهران1375 ش ایران. وزارتكشور تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران تهران 1355 ش ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبتاحوال كتابجغرافیا و اسامی دهات كشور ج2 تهران1329 ش ایران. وزارت كشور. معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت. دفتر تقسیمات كشوری اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات كشوری تهران1366 ش ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن تهران1380 ش همان 1382 ش عباسجعفری گیتاشناسی ایران تهران1368ـ1379 ش حدود العالم رزم آرا سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان بوشهر آمارنامه استان بوشهر 1378 بوشهر 1379 ش پاول شوارتس جغرافیای تاریخی فارس ترجمه كیكاووس جهانداری تهران1372 ش فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامیایران ج111ـ119: كنگانـ خورموج تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح 1368 ش حسن بن حسن فسائی فارسنامه ناصری چاپ منصور رستگار فسائی تهران1367 ش مركز آمار ایران سرشماری عمومی نفوس و مسكن1375: شناسنامه آبادیهای كشور استان بوشهر شهرستان كنگان تهران1376 ش محمد تقی مصطفوی اقلیم پارس تهران1343 ش مقدسی نقشه جادههای ایران مقیاس000 000 2:1 تهران: سازمان حمل ونقل و پایانههای كشور 1382 ش عطا نیكخواه «جغرافیایتاریخیجم» پایاننامه كارشناسی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه خلیج فارس 1379 ش آرنولد تالبوت ویلسون خلیج فارس ترجمه محمد سعیدی تهران1348 ش یاقوت حموی.
کلیاتی درباره شهر جم
پالایشگاه گاز فجر جم که یکی از بزرگترین پالایشگاههای گاز در کشور میباشد در این شهرستان واقع است.

این شهرستان از شمال و شرق به بخش اسیرشهرستان مُهر دراستان فارس از جنوب به شهرستان کنگان و از غرب به شهرستانهای دشتی و دیر محدود میشود.
این شهرستان از یک طرف به شهرستان فیروز اباد از توابع استان فارس متصل از طرف دیگر از طریق اتوبان 4 خطه جم - عسلویه به منطقه عسلویه قطب اقصادی انرژی ایران متصل گردیده است . وجود منابع کاری فراوان در این منطقه آنرا به یک شهرستان مهاجر پذیر تبدیل کرده است و باعث ورود فرهنگهای متفاوت به این منطقه شده است . با پیشرفتی که شهرستان جم در سالهای اخیر داشته است انتظار می رود بزودی جم به یکی از شهرستانهای بزرگ در استان بوشهر مبدل گردد .
این شهرستان دارای دو بخش - دو شهرو پنج دهستان میباشد که (جم و ریز) نام دو شهر و دو بخش این شهرستان میباشند و دهستانهای آن نیز از این قرارند: (جم- کوری حیاتی - انارستان - تشان - دره بان -ریز).
همچنین مرکز این شهرستان یعنی شهر جم نیز از چندین روستای بزرگ شکل گرفتهاست که عبارتاند از :ولایت - خواجه احمدی - قلعه کهنه-بهرباغ-علی آباد-صیدی(و کوری و حاجی آباد) و مالچه و....
از نظر وسعت بخش ریز از بخش جم بزرگتر است اما از لحاظ جمعیت و تراکم جمعیتی بخش جم جمعیت بیشتری را در خود جای دادهاست.
همچنین روستاهای دولنگه و انارستان که هر دو از بزرگترین روستاهای استان بوشهر هستند نیز در این شهرستان قرار دارند.
هم اکنون با توجه به سکونت خانوادههای کارکنان بخشهای مختلف صنعتی شاغل در عسلویه، جمعیت این شهر به شکل چشم گیری در حال افزایش است.
با وجود اینکه جم در ناحیهای میان شهرستانهای سنی نشین جنوب استان فارس و بوشهر واقع شدهاست ولی مردم بومی این شهرستان، شیعه هستند، با این همه در میان شهرک نشینان جمعیت چندی از اقلیتهای زرتشتی، مسیحی و یهودی و نیز اهل سنت نیز زندگی میکنند. در سالهای نه چندان دوری نیز یهودیان بسیاری در جم زندگی میکردهاند که چند سال پیش به طور گروهی به اسراییل مهاجرت کردند.
تقریبا همهٔ نژادهای ایرانی از آذری و فارس و ترک و لر و بختیاری و ترکمن و مازنی و گیلکی و... در شهرستان جم وجود دارد ولی مردم بومی این شهرستان اکثرا فارس یا فارس-بختیاری هستند. مردم این شهرستان به زبان فارسی سلیس و روان صحبت میکنند.لهجهٔ مردم جم فارسی با گویش بندری است که البته همسانی بسیاری با لهجهٔ مردم برخی شهرستانهای جنوب استان فارس از جمله مهر و لامرد دارد. از جمله تفاوتهای آشکار لهجهٔ جمی بالهجههای دیگر این نکتهاست که بسیاری از واژهها به همان شکل نوشتاری اشان تلفظ میشوند. مثلا:باران، نان، کتابمان، خانه، لانه، دستشان و هزاران واژه و فعل دیگر(کلا هیچ الفی تبدیل به اُ نمیگردد).
کوه پردیس (پدری) - باغهای لیمو و زیتون - پیر بیبی بانو - پیر بیراهه (باغها و آبشارهای زیبا) - جنگل گلوبردکان (یک جنگل انبوه با رودی نسبتاً دائمی که از میان آن میگذرد) - مناظر زیبای گود لح (چشماندازهایی زیبا در پشت کوههای بهرباغ و علیآباد) - حمام قاجاریه - آسیاب علیآباد (طاحونهٔ حاجی مظفر) - رشته قنات قره چناق - تنگ حنا - بنو تنگمان - باغ پدری - سیسواران - باغهای بیدخوار، نرگسی، بیدبلند، پهگو، فرامرزی، انارستان و دیگر روستاهای زیبای جم و ریز - مناطق باستانی دایو و گلوقلات (گیر کلات) - پیر گلدسته - سد و گورستان تاریخی و باغهای روستای غربه - بناهای تاریخی روستای حرمیک-رشته قنات قدیمی روستاهای تشان ودرهبان
شهرستان جم بام استان بوشهر
ریـــز در فرهنگ لغت دهخدا
نام يکي از دهستانهاي نه گانه بخش خورموج شهرستان بوشهر. حدود و مشخصات آن بشرح زير است : از شمال ، دهستان و ارتفاعات دزگاه و پس رودک از باختر، دهستانهاي ديروشنبه . از جنوب ، دهستان ثلاث و ارتفاعات کنگان . از جنوب خاوري و خاور، دهستان جم و ارتفاعات دارالميزان . اين دهستان در جنوب خاوري بخش واقع و هواي آن گرم معتدل است و آب مشروب و زراعتي از چاه و چشمه و قنات تامين مي شود. محصولات عمده آنجا غلات ، خرما، مرکبات ، برنج و لبنيات و صنايع دستي زنان گليم و عبا بافي است . از 14 آبادي تشکيل شده و در حدود 3100 تن جمعيت دارد. ديه هاي مهم آن نارستان ، نشان ، غرگي ، هرمي ناري ، تنگمان ، کوه چهر، پشتو و مرکز آن ده ريز است . در شمال طايفه جعفربيگلو و در خاور طايفه شش بلوکي قشقايي قشلاق مي کنند. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).
جم در فرهنگ لغت دهخدا
از توابع بلوک گله دار فارس است . (مرآت البلدان ). شهرکي است بناحيت پارس از حدود سيراف ، آبادان با مردم بسيار. (حدود العالم ). شهري است بفارس که بنام جمشيدبن طهمورث شاه ايران بنياد شده است . (از معجم البلدان ).
تشان در فرهنگ لغت دهخدا
دهي است از دهستان ريز در بخش خورموج شهرستان بوشهر که در 102 هزارگزي جنوب خاور خورموج ، در دامنه کوه ريز واقع است . دامنه اي گرمسير است و 450 تن سکنه دارد آب آن از قنات و چاه و محصول آنجا خرما و لبنيات است . شغل اهالي زراعت و گله داري است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).
انارستان در فرهنگ لغت دهخدا ( فکر کنم خودش باشه چون نوشته بود نارستان )
دهي است از دهستان دير بخش خورموج شهرستان بوشهر. در 102هزارگزي جنوب شرقي خورموج ، در دامنه کوه بهرامشاه واقع است . گرمسير و مالارياخيز است و 472 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و چاه . محصولش غلات و خرما و شغل مردمش زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 7 ص 232).
خواجه احمدي در فرهنگ لغت دهخدا
دهي است از دهستان جم بخش کنگان شهرستان بوشهر. اين دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هواي گرم و 282 تن سکنه . آب آن از چاه و محصول آن غلات و زراعت و از صنايع دستي گليم بافي است . (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).
تنگمان در فرهنگ لغت دهخدا
دهي از دهستان ريز است که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع است و 2280 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).
گلستان در فرهنگ لغت دهخدا
دهي است از دهستان ريز بخش خورموج شهرستان بوشهر، که در 102هزارگزي جنوب خاوري خورموج و دامنه خاوري کوه بهرامشاه قرار دارد. زمين آن کوهستاني است و هواي آن گرمسير و مالاريائي مي باشد. سکنه آن 120 تن است و داراي مذهب تشيعاند و به زبان فارسي سخن مي گويند. آب آن از چاه و چشمه تامين مي شود. محصول آنجا غلات ، خرما و لبنيات مي باشد و شغل اهالي زراعت و گله داري است .و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 7).
صیدی در فرهنگ لغت دهخدا
دهي است ازدهستان جم بخش کنگان بوشهر، واقع در 61000 گزي خاورکنگان و 2000 گزي راه عمومي کنگان به پشتکوه . در جلگه قرار دارد. گرمسيري و مالاريائي است . سکنه آن 247تن است . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، خرما و مرکبات . شغل اهالي زراعت و صنايع دستي آنان گليم بافي است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 7).
قائدي در فرهنگ لغت دهخدا
دهي است از دهستان تراکمه بخش کنگان شهرستان بوشهر که در 129 هزارگزي جنوب خاور کنگان بر کنار راه فرعي لار به گله دار واقع شده . جلگه ، گرمسير و مالاريائي است و 129 تن سکنه دارد. آبش از قنات و چاه ، محصولش غلات ، انار و تنباکو و شغل اهالي زراعت است . (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).